مجموعة مؤلفين

322

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

چون نواب و الا ، عمادالدوله در اندرون بودند كليات مذكور را توسط فراش باشى به حرمسرا فرستادم ، جواب فرموده ، كه جناب جلالت مأب اجل آقاى حاجى نايب التوليه عرب « 1 » يك جلد از كتاب كليات تأليف جناب بنده گان آقاى محمد يوسف خان را به رسم ارمغان از براى من آورده‌اند و معذرت مىخواهيم كه داراى كتاب مذكور هستم . لهذا ، كتاب را عودت دادند . ولى جناب سيد احمد خان منشى باشى ، نهايت محبت و پذيرايى را نموده از ديدن كتاب مذكور خرسند و مسرور گرديد . و جمعى از اعيان بلده بسطام به ديدن آمدن و بعد از صرف ناهار تا دو ساعت به غروب ، بنده را نگاه داشته و كتاب ديگرى هم جناب اعظام لشگر خواهش فرمود و دادم و هنگام خداحافظى ، جناب ميرزا سيد احمد خان و جناب اعظام لشگر ، وجه تعارفى هم محبت فرمودند و از بسطام هنگام عصر سوار شده به شاهرود آمدم . [ مهربانى اهالى شاهرود حتى شب گزهاى آن ] و از آن جائى كه اهالى شاهرود خيلى رئوف و مهربان و غريب دوست هستند اول شب جناب آقاى على ارباب ، كه يكى از مردمان نيك فطرت و بسيار متمول است و با حقير تازه طرف آشنائى شده بود ، با اخوى زاده محترم خود نزد مخلص آمده و دعوت مهمانى نموده ، بنده را به خانه خود برده ، تداركات فوق العاده متحمل شده ، نهايت پذيرايى را به جاى آورد و تاساعت شش در منزل جناب معزى اليه ، بسر برده و از آنجا به خانه آمده خوابيدم . روز ششم شوال : هم ، در شاهرود مكث نموده ، به سياحت بازار و دكاكين رفتيم و كاغذى از آنجا به مشهد نوشتم . در شب هفتم از اين قدر جمعيتى كه همراه بودند هيچ كدام را شب گز ، نگزيد الا بنده را كه وقتى از خواب بيدار شدم ديدم زير گلويم كبود و دانه شده ، اما از بركت حضرت سيدالشهداء عليه السلام ، ابداً اثر نبخشيده .

--> ( 1 ) . وى فرزند سيد سعيد آل ثبات بود . پدرش كليددار سابق حرم حضرت عباس ( ع ) بود . نايب التوليه در سال 1302 ق همراه محسن امين الدوله ، سفيركبير ايران در اسلامبول ، به ايران آمد و پس از دريافت لقب « نايب التوليه » از ناصرالدين شاه در مشهد مقيم شد . رك ، بانك اطلاعات رجال ايران